گریاسکیل با عرضه اولین صندوق قابل معامله مبتنی بر زیکش (ZEC) در بورس نیویورک، بحث تازهای درباره محدودیتهای حریم خصوصی در بازارهای نظارتی راه انداخته است. محصول جدید با نماد ZCSH نشان میدهد ورود ارزهای محرمانگیمحور به ساختار شفاف ETFها چه چالشهایی دارد.
در پرونده ثبتشده نزد نهادهای نظارتی، گریاسکیل توضیح داده است که ایجاد واحدهای این ETF از طریق ورودی نقدی (cash-in) انجام میشود و شرکت سپس توکنها را از بازار آزاد خریداری کرده و در کاستدی Coinbase Custody نگهداری میکند. به نقل از گریاسکیل، این فرآیند بهطور مشخص از تعامل با آدرسهای محافظتشده زیکش جلوگیری میکند و بنابراین استفاده از قابلیتهای حفظ حریم خصوصی ذاتی زیکش در قالب این محصول ممکن نیست.
زیکش از فناوری zk-SNARKs برای ارائه دو نوع آدرس شفاف و محافظتشده بهره میبرد؛ اما ETF جدید در چارچوب الزامات KYC و غربالگری تحریمها مجبور است تراکنشها را از طریق آدرسهای شفاف انجام دهد. همین تضاد بین طراحی فنی زیکش و نیازهای نظارتی، سوال اساسی را پیش میآورد: آیا امکان ترکیب محرمانگی قوی بلاکچین با ساختارهای کاملا ثبتشده و تحت نظارت وجود دارد؟
از منظر بازار، عرضه ETF زیکش میتواند سرمایههای نهادی را به سمت این توکن جذب کند؛ خصوصا پس از رشد قابل توجه قیمت زیکش که از حدود 29 دلار در ابتدای سال به بیش از 700 دلار در ماه نوامبر رسید. با این حال محصول گریاسکیل به طور مشخص برای سرمایهگذارانی طراحی شده است که میخواهند از رشد فناوریهای محرمانگی بهره ببرند اما نیازمند رعایت کامل مقررات و شفافیت هستند، نه برای کاربرانی که دنبال حریم خصوصی واقعی و تراکنشهای محافظتشدهاند.
تحلیلگران حقوقی و بازار تاکید کردهاند که مدل نگهداری کیفپول و نحوه ایجاد واحدها (cash-in و خرید در بازار) راهی امنتر برای مطابقت با الزامات نظارتی فراهم میکند اما به بهای از دست رفتن یکی از مهمترین ویژگیهای زیکش یعنی حریم خصوصی تراکنشها. از منظر انطباق قانونی، تراکنشهای محافظتشده با پروتکلهای غربالگری تحریم و رویههای KYC فعلی سازگار نیستند و بنابراین ذخیره و نقل و انتقال از طریق آدرسهای شفاف به یک الزام تبدیل شده است.
این وضعیت یک پیام مهم برای بازار دارد: فناوریهای محرمانگی میتوانند به شیوهای تحت نظارت به داراییهای قابل معامله تبدیل شوند، اما این تبدیل معمولا با محدودسازی یا غیرفعالسازی بخشهایی از قابلیتهای حفظ حریم خصوصی همراه است. در نتیجه، ورود به بازارهای رسمی و تحت نظارت ممکن است باعث شود که کاربرد واقعی مکانیسمهای محافظتشده کاهش یابد و آنچه باقی میماند صرفا «دسترسی اقتصادی» به یک کلاس دارایی باشد، نه دسترسی به حریم خصوصی قوی.
برای ناظران و قانونگذاران، این نقطه تا حدودی خوشایند است زیرا امکان نظارت، شناسایی و گزارشدهی را فراهم میکند؛ اما برای جامعه حریم خصوصی و کاربران نهایی این سوال مطرح میشود که آیا پذیرش نظارت به قیمت از دست دادن حریم خصوصی قابل قبول است یا خیر. همچنین پذیرش چنین ETFهایی میتواند زمینهساز عرضه محصولات مشابه برای دیگر رمزارزهای محرمانگیمحور باشد، مشروط بر اینکه مدلهای کاستدی و فرآیندهای انطباق بتوانند به همان سطح از الزامات پاسخ دهند.
در پایان، عرضه ZCSH نشانهای از جهتگیری بازارهای سرمایه به سمت ادغام فناوری بلاکچین با مقررات سنتی است، اما همزمان نشان میدهد نقاط تقاطع بین نوآوری فنی و نیازهای قانونی چقدر پیچیده و پرمخاطره است. سرمایهگذارانی که به دنبال دریافت بازده مرتبط با پروژههای محرمانگی هستند ممکن است این ETF را فرصتی بدانند، اما کاربران واقعی حریم خصوصی باید بدانند این ابزار دسترسی به عملکردهای محافظتشده زیکش را فراهم نمیکند.







دیدگاهتان را بنویسید