×
×
اخبار آنلاین ارز:
  • فرمول بازگشت بورس به مدار معاملات؛ ریزش حامیان تعطیلی بازار

  • کد نوشته: 20923
  • ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
  • 13 بازدید
  • ۰
  • گمانه‌زنی‌ها در خصوص بازگشایی بورس افزایش پیدا کرده است؛ در همین راستا اقتصادآنلاین، میزگردی با حضور مدیرعامل اسبق فرابورس، نایب رئیس اسبق هیات مدیره سازمان بورس و مدیرعامل گروه مالی صبا تامین برگزار کرد.

    فرمول بازگشت بورس به مدار معاملات؛ ریزش حامیان تعطیلی بازار

    اقتصادآنلاین- آرمان هنرکار؛ به بهانه احتمال بازگشایی بورس در روزهای پیش‌رو و اظهارات حجت‌اله صیدی، ریاست سازمان بورس در خصوص نحوه بازگشایی میزگردی در برنامه «رصد» با حضور بهرنگ اسدی مدیرعامل هلدینگ صبا تأمین، محسن خدابخش نایب‌رئیس اسبق هیأت‌مدیره سازمان بورس و میثم فدایی، مدیرعامل اسبق فرابورس و مدیرعامل فعلی گروه خدمات بازار سرمایه آبان برگزار کردیم مه در ادامه می‌خوانید: 

    مجری: مهمترین پرسش که به نظر باید در ابتدا به اون پاسخ داده بشه و بهونه اصلی این میزگرد است، توقف طولانی‌مدت بازار است؛ این اتفاق چقدر توجیه‌ دارد؟ 

    بهرنگ اسدی: بسم‌الله الرحمن الرحیم. عرض سلام و ادب دارم خدمت مخاطبین شما، همین‌طور مهمانان عزیز و دوستان بزرگوارم. در رابطه با بازگشایی بازار، من فکر می‌کنم مدت خیلی زیادی گذشته و ان‌شاءالله با توجه به اینکه دیتای جدید و داده‌های جدید آمده، تقریباً می‌شود گفت که همگرایی هم بیشتر شده است. فکر می‌کنم الان در نقطه‌ای هستیم که در رابطه با چند موضوع بیشتر اختلاف‌نظر وجود دارد. یکی نحوه و کیفیت افشا یا رویکردی که به حوزه افشای ناشران در رابطه با حوزه آسیب‌ها، آسیب‌هایی که محقق شده، آسیب‌هایی که ممکن است در ادامه در برنامه تولید و فروش وجود داشته باشد. یک اختلاف‌نظر‌هایی اینجا مشاهده می‌شود که به نظر می‌رسد پیرامونش می‌شود صحبت کرد.

    همین‌طور در رابطه با مکانیزم‌های بازگشایی، کشف قیمت و آن اجزایی که در طراحی بازار هست، خب در رابطه با هر کدام از اینها نظرات متفاوت است، ولی فکر می‌کنم همگرا هستیم. بخش عمده‌اش را، اگر شرایط به لحاظ سیاسی تغییر نکند، می‌شود گفت که چارچوب تقریباً مورد توافقی وجود دارد. آن فضایی که کلاً به سمت این می‌برد که بازار بازگشایی بشود یا نشود، الان کمتر فکر می‌کنم موضوعیت دارد. بیشتر، نحوه بازگشایی است و آن ابهامی که وجود داشت در رابطه با اینکه زمان بازگشایی مثلاً باید منوط به چه چیزی باشد، الان بین فعالین کمتر شده است.

    محسن خدابخش: بسم‌الله الرحمن الرحیم. بنده هم سلام عرض می‌کنم خدمت همه بزرگواران و مخاطبین عزیزتان. عرض کنم خدمت شما که واقعیتش شرایط تصمیم‌گیری، یک شرایط عادی نیست و باید به این موضوع همه واقف باشیم که ما یک کارکرد‌هایی برای بازار داریم، یک کارکرد‌هایی برای نهاد‌های مالی که بالاخره تحت تأثیر این موضوع قرار می‌گیرند، یک تبعاتی را برای سرمایه‌گذاران داریم که همه اینها نیازمند مداقه است.

    به عنوان مثال عرض می‌کنم، شما فرض بفرمایید که از دید نهاد‌های مالی که بالاخره اینها کسانی بودند که داشتند به بلوغ بازار سرمایه و رشد بازار سرمایه کمک می‌کردند، خب بسته بودن بازار اینها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. تاب‌آوری نهاد‌های مالی و ان‌شاءالله کمک به بازار سرمایه در راستای تداوم این رشد و توسعه، باید حتماً مدنظر قرار بگیرد.

    بحث بعدی و اساسی‌تر، بحث کارکرد‌های اساسی بازار است. شما فرض بفرمایید آن چیزی که همیشه ما در سالیان سال به آن اشاره می‌کردیم، بحث نقدشوندگی بازار بود. یعنی ما همواره این را مدنظر داشتیم که نقدشوندگی در بازار حفظ شود. یا بحث شفافیت در ناشران؛ اینکه شفافیتی وجود داشته باشد، دسترسی یکسانی به اطلاعات وجود داشته باشد، تقارن اطلاعاتی وجود داشته باشد و از طرف دیگر، بحث عدالت در نحوه معاملات و مباحثی که بالاخره از یک نهاد ناظر و مقررات‌گذار انتظارش می‌رود.

    از یک طرف دیگر، بالاخره در طیف سرمایه‌گذاران هم با سلایق متفاوتی مواجه هستیم. یک عده می‌گویند آقا، من بالاخره تا آنجایی که تاب‌آوری داشتم تحمل کردم، الان نیازمند این هستم که به هر قیمتی بازار باز شود تا در راستای تأمین یک نیاز‌های دیگری یا حتی بر اساس پیش‌بینی‌هایی که خودم دارم، بخواهم این دارایی خودم را تبدیل به نقد بکنم.

    خب، یک عده دیگر می‌گویند اگر با توجه به اینکه شاید بگوییم ما الان از بحث ریسک یک مقدار عبور کردیم و به یک بحث عدم اطمینان رسیدیم ـ یعنی بالاخره ریسک را می‌شود مدیریت کرد، ولی وقتی فضا یک مقدار مبهم است ـ به این دلایل بگویند که بسته بودن بازار به نفع من است یا تسری بدهند و بگویند به نفع کل بازار است.

    همه اینها، به نظر من، حتی شاید دستورالعمل‌هایی که قبلاً هم نگاشته شده، در راستای جواب‌گویی به این شکل ما نباشند. مهم‌ترین مسئله الان این است که یک موازنه ایجاد بشود بین همه این ذی‌نفعانی که بالاخره سالیان سال بازار را تا به اینجا همراهی کردند، بازار را در رشد و توسعه‌اش کمک کردند.

    یک موازنه ایجاد بشود با یک تدابیر خاصی. اگر نظر من را بخواهید، قاعدتاً بسته بودن بازار خیلی شاید وزن بیشتری از باز شدنش نداشته باشد. یعنی اینکه ما بگوییم بالاخره با یک تدابیری بازار را باز بکنیم، آن پویایی که قبلاً وجود داشته در بازار، نهاد‌های مالی، سرمایه‌گذاران، دوباره ایجاد بشود، این به نظر من در کل مهم است.

    مجری: نحوه بازگشایی به چه شکل باشد؟ 

    محسن خدابخش: حالا نحوه بازگشایی به چه شکل باشد، نحوه افشا به چه شکل باشد، بازار مشتقات‌مان را به چه شکلی پیش ببریم، چون الحمدلله پیچیدگی‌های بازار و رفتن به سمت تخصصی شدن افزایش پیدا کرده و این هم در راستای بزرگ شدن نهاد‌های مالی بوده و همراهی‌های آنها بوده.

    قاعدتاً اگر من بخواهم بگویم، باز شدن بازار ـ حالا که در بحث آتش‌بس هستیم و یک ثبات نسبی ایجاد شده ـ در مجموع بهتر است، ولی باید به آن مباحث دیگر هم یک وزنی بدهیم. یعنی شما فرض بفرمایید که این ابهام، یک مقدار دارد بازار را اذیت می‌کند. یعنی اگر یک ریسکی بود، می‌رفتیم در خصوص اینکه چطور این ریسک را مدیریت بکنیم فکر می‌کردیم؛ برای خرید یا فروش. ولی مسئله‌ای که الان ما با آن مواجهیم، یک مقدار بالاتر از ریسک است؛ یعنی یک ابهاماتی وجود دارد و این ابهامات یک مقدار وزن می‌دهد ـ نگوییم وزن بسته بودن را بیشتر می‌کند ـ، اما به بسته بودن بازار وزن می‌دهد.

    اگر یک هم‌اندیشی حقیقتاً وجود داشته باشد بین فعالین، بین سیاست‌گذاران، بین تصمیم‌گیران، جا‌هایی که می‌توانند واقعاً حمایت بکنند و این برهه را بازار سرمایه ما ـ که به نظر من نقش اساسی می‌تواند ایفا بکند ـ پشت سر بگذارد، حیف است. بالاخره ما تا به اینجا بازار سرمایه‌ای داشتیم، فراز و فرود داشتیم، نهاد‌های مالی داشتیم. اینها را باید ادامه بدهیم و به پویایی بازار کمک کنیم.

    میثم فدایی: سلام و ادب و احترام دارم خدمت اساتید ارجمندم و بینندگان عزیز. عرض کنم در بخش اول صحبت‌ها، یک‌سری نکات کلی را عرض می‌کنم خدمت‌تان.

    ما وقتی تاریخچه بحران‌های مالی را در بازار سرمایه‌های دنیا مطالعه می‌کنیم، همواره یک شاخصه اصلی که تمامی بحران‌ها داشتند و توانستند از آن خروج داشته باشند، حمایت دولت از بازار سرمایه بوده است. ما اولین و کلیدی‌ترین نکته‌ای که باید در این بازگشایی واقعاً به آن توجه بشود و مطالبه فعالین بازار سرمایه هم هست، این است که اگر واقعاً یک پلن حمایتی جدی در این خصوص وجود ندارد، اساساً بازگشایی یک مقدار موضوع نامفهومی است.

    شاید این سوال مطرح بشود که خب حالا کشوری که از یک جنگ مثلاً ۴۰ روزه خارج شده و یک عالمه هزینه‌های جانبی در کشور وجود دارد، چرا باید پول را بیاوریم به بازار سرمایه تزریق بکنیم؟ خب بازار سرمایه در سال‌های اخیر یکی از بازو‌های تأمین مالی اصلی دولت بوده است. در بودجه سال ۱۴۰۵ که در همان نسخه اولیه‌اش هزار همت اوراق پیش‌بینی شده، ۷۵۰ همتش مربوط به تصفیه اوراقی است که همین امسال دولت باید انجام بدهد و مابقی‌اش هم یک‌سری منابع جدید برای دولت است. خب اینها از بستر بازار سرمایه ایجاد شده، یا عرضه‌های سهامی که دولت در بازار سرمایه داشته؛ بنابراین اگر ما می‌خواهیم این، به‌قولی، چشمه جوشان برای دولت باقی بماند، نیاز به یک حمایت حداقل به اندازه یک‌دهم تأمین مالی‌ای که امسال دولت می‌خواهد از بازار سرمایه انجام بدهد داریم. مثلاً یک عدد در سطح ۱۵۰ همت که دولت باید برای خرید سهام، حالا چه به‌صورت مستقیم توسط خودش و یا چه به‌صورت غیرمستقیم، در نظر داشته باشد.

    موضوع دومی که وجود دارد، بحث این است که ما در بازگشایی‌ای که می‌خواهیم انجام بدهیم، به نظر من بازگشایی دفعی امکان اجرایی ندارد. ما باید اولاً بیاییم آن چهار شرکتی که آسیب‌های جدی دیدند را کلاً از پلن بازگشایی خارج کنیم. یعنی فولاد، فخوز، مبین و فجر که به‌صورت مستقیم آسیب دیدند را کامل از پلن بازگشایی خارج کنیم.

    بعد یک پلن چندلایه که شامل لایه‌های مختلف باشد را مدنظر قرار بدهیم. یکی بازگشایی خود سهام است؛ حالا سهام شرکت‌هایی که مستقیم آسیب دیدند یا غیرمستقیم آسیب دیدند یا بعضی‌های‌شان حتی آسیبی هم ندیدند.

    دومین موضوع، بحث ابزار‌های غیرمستقیم است؛ مثل صندوق‌های سهامی، صندوق‌های مختلف و صندوق‌های اهرمی که خب بالاخره دو ماه بسته بودند. در صندوق‌های اهرمی، هزینه‌های شارژ و هزینه بهره شارژ شده و این هم یک پلن می‌خواهد.

    برای ابزار‌های مشتقه و به‌خصوص برای پوت آپشن‌ها هم باید برنامه داشت، چون یکی از عوامل اصلی ریسکی هستند که در این بازگشایی حتماً خودش را نشان خواهد داد؛ چه اینکه تصفیه این پوت آپشن‌ها روز اول بعد از بازگشایی باشد، چه حتی اینکه فرصتی داده بشود و بعداً بازگشایی صورت بگیرد.

    نکته آخر هم در خصوص بحث نهاد‌های مالی است. نهاد‌های مالی بازیگران اصلی این بازار هستند و به‌خصوص کارگزاران عزیز که در دو حوزه، هم تصفیه آپشن‌ها و هم در حوزه تصفیه اعتباراتی که الان دارند، دچار ریسک‌هایی هستند.

    سازمان، خب خدا را شکر، ما امروز خبری شنیدیم که بحث حد اعتباری کارگزاری‌ها و نکول‌هایی که طی سه‌ماهه سوم و چهارم پارسال بوده، دیگر توسط کمیته ریسک در محاسبه حد اعتباری مدنظر قرار نمی‌گیرد. خب همین موضوع برای سه‌ماهه اول امسال هم وجود دارد و شاخص‌های کنترل ریسک کارگزاری‌ها حتماً باید خاص باشد.

    عرضم این است که در این چهار موضوعی که عرض کردم، برای بحث بازگشایی نیاز به یک دستورالعمل فورس‌ماژور برای شرایط خاص داریم که باید در نظر گرفته بشود.

    من حالا از شما اجازه می‌خواهم مثلاً یک موضوعی که در بحث صندوق‌ها وجود دارد، بحث امکان قیمت کارشناسی زدن سهام‌هایی است که ممکن است زیان داشته باشند. الان مثلاً با تأیید متولی، یک بار ۲۰ درصد می‌شود تعدیل زد که به نظر من برای بعضی از سهام‌ها، به خاطر اینکه انتقال منافعی بین یونیت‌داران مختلف اتفاق نیفتد، باید این مورد خاص بازنگری بشود.

    بحث بازگشایی آپشن‌ها هم باید بازنگری بشود. واقعاً نیاز به یک دستورالعمل جامع و خاص این دوره هست که باید تدوین بشود.

    مجری: فهمی که تا اینجا می‌شود داشت از این موضوع، این است که آقای اسدی و آقای خدابخش یک مقدار بر تسریع باز شدن بازار بیشتر تأکید دارند و تأکید آقای فدایی بیشتر روی حمایت از بازار است؛ یعنی چه آن بحث ۱۵۰ همت، چه بحث دستورالعمل‌های مختلف، چه اینکه شرکت‌هایی که مستقیم آسیب دیدند باز نشوند، اما بقیه باز بشوند.‌

    می‌توانم اینجا به این نکته اشاره بکنم که از ۹ اسفند تا امروز که پنجم یا ششم اردیبهشت است، روز‌های زیادی بازار بسته بوده و خیلی‌ها توقع این را داشتند که این بازار چرا این‌قدر دیر باز می‌شود و چرا زودتر باز نشد؟ به نظرتان آیا بازار نباید زودتر از اینها باز می‌شد؟

    خدابخش: اصل بر این باید باشد که هرچقدر ما بتوانیم بازار را زودتر باز بکنیم، بقیه موارد را باید در حاشیه آن تدارک ببینیم.

    شما فرض بفرمایید که بله، وقتی تصمیم گرفتیم بازار باز بشود، باید ـ همان‌طور که آقای فدایی هم اشاره فرمودند ـ یک دستورالعملی داشته باشیم. ما الان که در شرایط عادی نیستیم که بگوییم مثلاً ۱۰ سال پیش یک دستورالعملی نوشتیم، مثلاً در مورد آپشن گفتیم یک روز بعد از باز شدن بازار برویم این را تسویه بکنیم.

    خب آن موقع فرض بر این نبوده که ما بازاری با این تبعات بالا و با این بسته بودن طولانی‌مدت داشته باشیم. شاید فرض اساسی هم آن موقع این بوده که رفته‌رفته دامنه نوسان را بیشتر می‌کنیم، ولی عملاً حداقل از زمانی که این دستورالعمل نگاشته شده، به نظرم دامنه نوسان کاهش پیدا کرده. یعنی زمانی که دستورالعمل‌ها نگاشته می‌شد، دامنه نوسان ۵ درصد بود، الان ۳ درصد است.

    پس وقتی شما دستورالعملی در خصوص مشتقات دارید و این دامنه نوسان، یعنی بحث مشتق شدن از آن دارایی پایه ـ که قاعدتاً در بازار سرمایه مبتنی بر سهام و دارایی‌هایی است که بازارشان بسته است ـ این ۳ درصد نمی‌تواند منعکس‌کننده واقعیت‌های اقتصادی در روز اول بازگشایی باشد.

    پس اصل باید بر باز شدن باشد. حالا باید ببینیم چه چیز‌هایی را دورش قرار بدهیم که با کمترین تبعات همراه باشیم.

    قاعدتاً باز کردن یعنی همه نماد‌هایی که چه مستقیم آسیب دیدند، چه غیرمستقیم آسیب دیدند، چه در آینده به دلیل شرایط ایجادشده کسب‌وکارشان تحت تأثیر قرار گرفته و چه شرکت‌هایی که چه‌بسا دید و رویکرد نسبت به آینده‌شان مثبت است، خب اینها را نمی‌شود همه را با هم باز کرد.

    مثلاً اگر فکری برای بازگشایی فولاد مبارکه نشده باشد، باز کردن این نماد همراه بقیه نماد‌ها قاعدتاً اثر منفی می‌گذارد و باعث می‌شود آن شرایط مطلوب در بازار ایجاد نشود.

    ولی یک‌سری صنایع، فرض بفرمایید خدا را شکر آسیبی ندیدند و چه‌بسا گزارش فروش فروردین‌ماه‌شان نسبت به فروردین سال گذشته بهتر هم شده. آن چیزی که مهم است این است که دارایی‌های پایه را در اولویت بازگشایی قرار بدهیم، با اولویت صنایعی که کمترین آسیب را از این شرایط دیدند.

    مجری: اگر در یک کلمه بخواهید بگویید، بازار باید زودتر باز می‌شد یا نه، چه می‌گویید؟

    خدابخش: اگر تدابیر لازم ـ همین نکاتی که عرض کردم ـ برایش دیده شده بود، خب قاعدتاً فرصت بعد از آتش‌بس می‌توانست فرصت خوبی باشد که دوباره بازار را به حالت فعال برگردانیم. ولی اگر به خاطر شرایط تعطیلی و عدم پیش‌بینی‌پذیر بودن بحث آتش‌بس، فرصت برای این تدابیر فراهم نشده، خب قاعدتاً باز کردن هم بدون آن تدابیری که عرض کردم، خیلی نمی‌توانست راهگشا باشد.

    مثلاً بحث میزان افشا؛ خب قاعدتاً ما تا الان همیشه قائل بودیم که افشا باید حداکثری و حتی به ریز در بازار اتفاق بیفتد. ممکن است الان این به صلاح نباشد. یعنی شاید از این به بعد فقط بگوییم آن مواردی که اثر مالی دارد و سرمایه‌گذار بر اساس آن اثر مالی می‌خواهد تصمیم بگیرد، فقط همان‌ها را افشا بکنید.

    مثلاً شاید دیگر نیازی نباشد بگوییم فلان چیز یا فلان بخش آسیب دیده و نیازمند این مقدار منابع ارزی است. شرایط ما الان شرایطی نیست که شاید در این برهه لزوماً امکانش فراهم باشد.

    سرمایه‌گذار آن چیزی که برایش خیلی مهم است این است که بتواند تصمیم بگیرد. بالاخره این اتفاقاتی که افتاده، از نظر مالی چه در حال حاضر و چه در آینده، چه تأثیری می‌تواند روی سرمایه‌اش داشته باشد و بتواند بر اساس آن تصمیم بگیرد.

    عرض کردم، شرایط عادی شاید اقتضا می‌کرد افشای حداکثری تا جزئی‌ترین مسائل انجام بشود. البته صرفِ اعلام تأثیرات مالی هم نیاز به نظارت سفت و سخت دارد. اصلاً مسئولیت افشا با هیأت‌مدیره شرکت‌هاست.

    مجری: تا پیش از این، یک‌سری پارامتر‌های مالی داشتید و آن پارامتر‌ها را منتشر می‌کردید، بعد تأثیرات مالی‌اش را خودتان اعلام می‌کردید که مثلاً اگر فلان اتفاق داخل شرکت من افتاده، بر روند مالی من این تأثیر را دارد. الان شما صرفاً آن تأثیر را می‌خواهید اعلام بکنید. خب این نیاز دارد که سازمان یا هر نهاد مرتبطی، همتی راسخ برای نظارت بر این موضوع داشته باشد.

    خدابخش: بعداً مشخص می‌شود که این افشایی که اتفاق افتاده، مبتنی بر واقعیت بوده یا نه. ضمن اینکه هرچه بازار پیشرفت بکند و پیچیدگی‌اش زیاد بشود، نظارت سخت‌تر می‌شود.

    شاید الان اگر صندوقی نداشتیم، انواع مختلف اهرمی و مشتقاتی نداشتیم، بازگشایی بازار خیلی راحت‌تر بود. بازار هم چیزی نیست که شما بتوانید همه ابعادش را بسنجید تا وقتی که بازار باز نشود و عرضه و تقاضا شکل نگیرد.

    چون آن چیزی که همه آیتم‌ها را لحاظ می‌کند، عرضه و تقاضاست. یعنی همه وزن‌ها را به آن داده‌اند؛ یکی می‌گوید من این را به این قیمت می‌خرم، آن یکی می‌گوید من به این قیمت حاضرم بفروشم. همه اینها در عرضه و تقاضا مشخص می‌شود.

    ولی خب این مسائل، نقش تحلیلگر‌ها را هم پررنگ می‌کند. مثلاً یادم هست سوالاتی که در سامانه تدان مطرح می‌شد و افراد می‌آمدند اظهار نظر می‌کردند، بالاخره بازار خودش را تنظیم می‌کرد.

    بحث‌های خودانتظامی که در بازار مطرح است از همین جنس است. یعنی شما بگذارید مشاور سرمایه‌گذاری بیاید اظهار نظر بکند؛ بگوید این افشایی که اتفاق افتاده درست است یا درست نیست.

    باید یک وزنی هم برای فعالین و صاحب‌نظران بازار در تحلیل این مسائل قائل باشیم و اجازه بدهیم شفاف اینها را عرضه بکنند. بسترش هم وجود دارد و می‌شود کمک گرفت، حتی در تحلیل‌های مالی که اتفاق می‌افتد. بالاخره کسانی هستند که خاک این بازار را خورده‌اند و می‌توانند دقیق‌تر اظهار نظر بکنند.

    مجری: به نظرتان بازار نباید زودتر از اینها بازگشایی می‌شد؟

    اسدی: در رابطه با زمان بازگشایی ـ البته اگر بازگشایی در به زودی انجام بشود ـ من با فرمایش آقای دکتر خدابخش موافقم که اگر آن ملزومات فراهم بوده باشد.، چون ما مطلع نیستیم که مثلاً چقدر تهیه شده و چقدر می‌توانیم بگوییم که تحقق پیدا کرده.

    بحث حمایت از بازار در این نقطه‌ای که هستیم، فکر می‌کنم شاید در هیچ برهه‌ای به اندازه الان حساس نبوده که حتماً یک بسته حمایتی خوب وجود داشته باشد.

    فکر می‌کنم الان به لحاظ دیدگاهی هم کاملاً روشن است برای تمام دست‌اندرکاران اقتصادی که این دسته حمایت‌های منبع‌محور از بازار سرمایه، توانسته در بلندمدت اثرات مثبت بگذارد و آن حالت دفاعی که شاید سال پیش وجود داشت، الان واقعاً خیلی کمتر شده است.

    اگر این شرایط فراهم باشد، به نظرم آن موقع می‌شود با یک وقفه معقول که به بحث افشای اطلاعات داده می‌شود، بازار را بازگشایی کرد.

    چون از تحقق اولیه و اینکه چقدر اطمینان حاصل شده که این حمایت‌ها فراهم است مطلع نیستم، لذا نمی‌توانم بگویم در این لحظه این موضوع فراهم است یا نه. اما آنچه مشخص است، همان‌طور که آقای دکتر اشاره فرمودند، اصل بر باز بودن بازار و افشای حداکثری است؛ مگر اینکه چیزی محرز بشود که این افشا ضرری برای منافع ملی یا منافع شرکت‌ها دارد.

    وگرنه در آن حیطه، فکر می‌کنم خیلی جای بحث داریم در رابطه با جزئیات افشا و جزئیات بازگشایی.

    من هم موافقم با اینکه چند نمادی که آسیب‌های جدی دیدند متوقف بمانند و بعد با توجه به اینکه زمان می‌گذرد و شرایط بازار بهتر می‌شود، تصمیم گرفته بشود که با چه کیفیتی افشا کنند.

    اما نگاه کارشناسی خودم این است که واقعاً افشا باید حداکثری باشد، وگرنه مصائب متعددی در سلسله نهاد‌ها و ابزار‌ها ایجاد خواهد شد و گرفتار خواهیم شد.

    فکر می‌کنم اینجا مقوله جریان اطلاعات باید خیلی شفاف‌تر از چیزی باشد که الان در موردش صحبت می‌شود و احتیاط‌های فراگیر صورت بگیرد.

    راهکار‌های متنوعی می‌شود برای این حوزه گذاشت، ولی هدف باید این باشد که بالاخره این قیمت باید کشف بشود. یعنی اینکه بخواهیم اجازه بدهیم یک‌سری خاص دسترسی به دیتا داشته باشند و معاملات شکل بگیرد، چون ناخواسته دیتا درز خواهد کرد.

    وظیفه مقام ناظر و فعالین هم این است که یک بازار منصفانه ایجاد کنند؛ مگر اینکه عرض کردم محرز بشود یک اتفاق منفی و نامناسب برای منافع ملی رخ می‌دهد که آن هم باید محرز باشد.

    وگرنه اینکه ما یک قیمت مخدوش داشته باشیم و سرمایه‌گذارانی که این همه صبر کردند، دوباره با یک قیمت مخدوش معامله کنند و خودمان ترس را به ابزار‌هایی با خاکریز‌های متفاوت سرایت بدهیم، فکر می‌کنم ما را دوباره از آن کارایی و بازگشایی منطقی دور می‌کند؛ لذا فکر می‌کنم جز اینکه به زمان بازگشایی نگاه کنیم، باید ببینیم چقدر می‌خواهیم قیمت منصفانه تا حد خوبی شکل بگیرد. این شاید سخت‌ترین سوال باشد، اما به نظر من مهم‌ترین سوال همین موضوع است.

    در رابطه با نگرانی‌ای که در این حوزه وجود دارد که اگر ما نماد‌ها را بسته نگه داریم ـ همان‌طور که فرمودند ۲۰ درصد اجازه تعدیل وجود دارد ـ در دنیا هم صندوق‌هایی که به‌طور خاص صدور و ابطال‌شان با سوپررایزینگ همراه می‌شود، وقتی ورود و خروج شدید وجود دارد، خود مدیر از این ابزار استفاده می‌کند.

    ما هم با همان رویکرد مقررات را گذاشتیم. فکر می‌کنم در بخش بزرگی از صندوق‌ها، به خاطر اینکه متنوع هستند، همین حد نصاب ۲۰ درصد تعدیل بتواند آن ابهام را پوشش بدهد و مدیران این کار را خواهند کرد؛ لذا در مورد روز بازگشایی، فکر می‌کنم آن طیف اندک شرکت‌هایی که آسیب واقعی دیدند را می‌شود کنار گذاشت و این به بازگشایی کمک می‌کند. اما بعد از آن نباید اجتناب کرد، مخصوصاً اگر شرایط مناسب‌تر شد، از اینکه اطلاعات شفاف بدهیم.

    چون این کشف قیمت اولیه در بازگشایی بسیار مهم است؛ تبعات انتقال ثروت دارد، تبعات ابزار‌های مبتنی بر آن دارایی پایه را دارد و لذا فکر می‌کنم این حساسیتی که شاید حتی ما را با مقداری انتقاد هم روبه‌رو کند، باید به خرج داده شود تا قیمتی کشف بشود که تا حدی به ارزش جدید نزدیک‌تر باشد.

    در رابطه با چند موضوع دیگر هم صحبت شد. من فکر می‌کنم بحث مشتقات که آقای دکتر فدایی فرمودند، موضوع جدی‌ای است و همان‌طور که آقای دکتر خدابخش اشاره فرمودند، بازار الان پیچیده‌تر شده است.

    موضوع صندوق‌های اهرمی خیلی جدی است. یک رویکرد این است که ما الان فقط به این فکر کنیم که الان چه کار کنیم، ولی واقعاً یک نگاه دیگر هم این است که ما از روزی که دچار بحران می‌شویم تا روزی که می‌خواهیم بازار را باز کنیم، چه کار کنیم؟

    یعنی از همان روز اول بحران، چه برنامه‌ریزی‌ای می‌کنیم تا برسیم به روز تصمیم‌گیری؟ این هم سوال مهمی است.

    فرض بفرمایید الان ایده‌های مختلفی مطرح می‌شود برای اینکه بتوانیم تمهیدات حداقلی داشته باشیم یا حتی انتقاداتی می‌شود که تمهیدات حداقلی باعث می‌شود یک‌سری نهاد‌های حرفه‌ای‌تر با هم معامله کنند.

    یک اپروچ دیگر این است که خب، بعضی از این ابزار‌ها اگر بخواهیم با سنجه‌های عادی ریسک نگاه کنیم، کم‌ریسک‌تر از آن چیزی که الان قرار است معامله بشود نیستند، ولی دارند معامله می‌شوند.

    پس ما اینجا آن قیم‌مآبی‌ای که به رگولاتور نسبت داده می‌شود را هم از آن دریچه مورد انتقاد قرار می‌دهیم.

    فکر می‌کنم ما باید یک‌سری فرصت‌ها ایجاد کنیم. در این نقطه‌ای که وقتی دچار بحران می‌شویم تا برسیم به نقطه تصمیم‌گیری، باید به این بازه زمانی ویژه‌تر فکر کنیم؛ مکانیزم‌های جبرانی‌تر، مکانیزم‌هایی که در عین حال که کشف قیمت در آنها سخت‌تر است، ولی ممکن است بخشی از آن تقاضا و عرضه انباشته را حل کند و نگذارد این انباشتگی اتفاق بیفتد.

    این هم مسیری است که فکر می‌کنم کمتر درباره‌اش بحث می‌شود. بیشتر الان بحث‌ها معطوف به آینده است که از این نقطه به بعد چه کار کنیم.

    در آن جزئیات، نکات زیادی وجود دارد که همان‌طور که الان بحث شد، تقریباً همه روی یک‌سری اصول، وقتی شرایط به یک حد آستانه معقولی می‌رسد، تفاهم داریم؛ اینکه بازار بهتر است باز بشود، بازار بهتر است با اطلاعات بیشتری باز بشود، بالاخره تقارن اطلاعاتی حفظ بشود، نمی‌خواهیم بازاری باشد که یک‌سری با داده‌های بیشتر معامله کنند، نمی‌خواهیم بازاری باشد که وقتی جهتش مشخص است هیچ حمایتی از آن اتفاق نیفتد و قیمت‌ها نتوانند واقعیت را منعکس کنند.

    اینها محل تفاهم است، اما باید دید آیا حاضریم مکانیزم جدیدی خلق کنیم؟ آیا حاضریم یک نوآوری، ولو حتی با بهره‌وری کمتر از آنچه فکر می‌کنیم، ایجاد کنیم؟ سعی و خطا کنیم و برای بحران بعدی‌مان چیزی یاد بگیریم؟

    فکر می‌کنم در این مقوله، آن نقطه سرنوشت‌ساز همین‌جاست.

    اخبار مرتبط در ایران ارز آنلاین:

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *